هوش مصنوعی:
نسیم صبحدم به گلشن میآید و گلش را مانند گلخن میبیند. گل از بلبل جدا شده و در خون نشسته است. بلبل با هزاران خار در پا و دست در گل، از فراق گلش رنج میبرد و مانند سروی در چمن به زاری میگرید. او از روزهای خوش گذشته در گلستان یاد میکند و از حسادت مرغان مینالد که باعث جدایی آنها شدهاند. متن با دعایی علیه حسودان و آرزوی دوریانداختن چرخ گردان بین دوستداران پایان مییابد.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و حکیمانه است که ممکن است برای کودکان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
فغان کردن گل در هجر بلبل و شکایت از روزگار
نسیم صبحدم آمد به گلشن
به چشمش گلش آمد همچو گلخن ۱
گل از بلبل بکلی دست شسته
دریده پیرهن در خون نشسته ۲
هزاران خار در پا دست در گل
فراق بلبلش بنشسته در دل ۳
چو سرو اندر چمن افتان و خیزان
به زاری زار میگفت ای عزیزان ۴
به هم خوش بود ما را در گلستان
حسد بردند بر ما جمله مرغان ۵
حسودان را به جز کوری مبادا
میان همدمان دوری مبادا ۶
همینش کار باشد چرخ گردان
که دوری افکند با دوستداران ۷
به چشمش گلش آمد همچو گلخن ۱
گل از بلبل بکلی دست شسته
دریده پیرهن در خون نشسته ۲
هزاران خار در پا دست در گل
فراق بلبلش بنشسته در دل ۳
چو سرو اندر چمن افتان و خیزان
به زاری زار میگفت ای عزیزان ۴
به هم خوش بود ما را در گلستان
حسد بردند بر ما جمله مرغان ۵
حسودان را به جز کوری مبادا
میان همدمان دوری مبادا ۶
همینش کار باشد چرخ گردان
که دوری افکند با دوستداران ۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۷
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:پیغام فرستادن بلبل بدست بادصبا و اشتیاق او به گل
گوهر بعدی:آوردن باز بلبل را و خدمت نمودن او و مدح سلیمان گفتن و عذر آوردن او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.