خلاصه و ردهبندی سنی
15+
پیرمردی در خواب مرید خود را میبیند و از او دربارهٔ سوالاتی که دیگران از او میپرسیدند، میپرسد. مرید پاسخ میدهد که خود را به خدا سپرده و از تنگنا رهایی یافته است. او تأکید میکند که خدا را فراموش نکرده و در دو عالم تنها او را میشناسد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن دارد.
الحکایه و التمثیل
چو مردآن پیر مرد پیر اصحاب
مگر آن شب مریدش دید در خواب ۱
بپرسیدش که هین چون بود حالت
که میکردند ز من ربک سئوالت ۲
چنین گفت او که دیدم آن دو تن را
خدایم را سپردم خویشتن را ۳
مرا گفتند ای خوش برده خوابت
خدایت کیست و چیست اینجا جوابت ۴
سخن گوی جهان در هیچ بابی
نشد وا خانه از بهر جوابی ۵
چنین گفتم که من از تنگنایی
بدل کردم سرایی نه خدایی ۶
شوید از من بحق چون از کمان تیر
بحق گویید میگوید فلان پیر ۷
ترا چندان که ریک و برگ و مویست
بهر یکصد هزار اسرار جویست ۸
تو با این جمله پاکان دل افزای
فراموشم نکردی در چنین جای ۹
مرا کاندر دو عالم جز تو کس نیست
فراموشت کنم اینم هوس نیست ۱۰
مگر آن شب مریدش دید در خواب ۱
بپرسیدش که هین چون بود حالت
که میکردند ز من ربک سئوالت ۲
چنین گفت او که دیدم آن دو تن را
خدایم را سپردم خویشتن را ۳
مرا گفتند ای خوش برده خوابت
خدایت کیست و چیست اینجا جوابت ۴
سخن گوی جهان در هیچ بابی
نشد وا خانه از بهر جوابی ۵
چنین گفتم که من از تنگنایی
بدل کردم سرایی نه خدایی ۶
شوید از من بحق چون از کمان تیر
بحق گویید میگوید فلان پیر ۷
ترا چندان که ریک و برگ و مویست
بهر یکصد هزار اسرار جویست ۸
تو با این جمله پاکان دل افزای
فراموشم نکردی در چنین جای ۹
مرا کاندر دو عالم جز تو کس نیست
فراموشت کنم اینم هوس نیست ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحکایه و التمثیل
بعدی:بخش هفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.