هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که دربارهٔ اسیری صحبت میکند که با درد و پشیمانی به دوزخ برده میشود. او از دیدن معبود خود محروم است و بیان میکند که بدون دیدار معبود، هیچ چیز از جمله دیده، جان و دل برایش ارزشی ندارد. همچنین، او بهشت را بدون حضور معبود بیارزش میداند و معتقد است که سخنانش تنها برای اهل راه قابل درک است، نه برای افراد ناآگاه.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
الحکایه و التمثیل
اسیری را بصد درد و ندامت
بدوزخ میبرند اندر قیامت ۱
زند انگشت و دیده بر کند زود
بخواری دیده بر خاک افکند زود ۲
چنین گوید که از دیده چه مقصود
نخواهم دیده بی دیدار معبود ۳
اگر دیدار معبودم نباشد
ز دیده هیچ مقصودم نباشد ۴
چو مقصودم نخواهد گشت حاصل
نه دیده خواهم و نه جان و نه دل ۵
حجابت گر از آن حضرت بهشت است
ندارم زهره تا گویم که زشتست ۶
بهشتی را بخود گر باز خوانی
نیندیشی که ازحق بازمانی ۷
چه میگویم کسی کز ماه رویی
شود از ناتوانی همچو مویی ۸
بیک جو زر کند صد گونه کردار
بهشتی چون بنستاند زهی کار ۹
ولیکن این سخن با مرد راهست
نه با دیوانه و دیوان سیاه است ۱۰
بدوزخ میبرند اندر قیامت ۱
زند انگشت و دیده بر کند زود
بخواری دیده بر خاک افکند زود ۲
چنین گوید که از دیده چه مقصود
نخواهم دیده بی دیدار معبود ۳
اگر دیدار معبودم نباشد
ز دیده هیچ مقصودم نباشد ۴
چو مقصودم نخواهد گشت حاصل
نه دیده خواهم و نه جان و نه دل ۵
حجابت گر از آن حضرت بهشت است
ندارم زهره تا گویم که زشتست ۶
بهشتی را بخود گر باز خوانی
نیندیشی که ازحق بازمانی ۷
چه میگویم کسی کز ماه رویی
شود از ناتوانی همچو مویی ۸
بیک جو زر کند صد گونه کردار
بهشتی چون بنستاند زهی کار ۹
ولیکن این سخن با مرد راهست
نه با دیوانه و دیوان سیاه است ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحکایه و التمثیل
گوهر بعدی:الحکایه و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.