هوش مصنوعی:
در این شعر، توصیفی شاعرانه از لحظهای خاص ارائه شده است که در آن آفتاب مانند ستارگان میدرخشد و قطرات آب از دریا میریزد. سپس نگاه شاعر به خاکی که انسان از آن آفریده شده است معطوف میشود و از این خاک، انسانها جاری میشوند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان با دانش و تجربه بیشتر میتوانند به درک بهتری از این مفاهیم دست یابند.
شماره ۴۱ - آن روز که آفتاب انجم میریخت
آن روز که آفتاب انجم میریخت
صد عالم پر قطره ز قلزم میریخت ۱
ناگه به کلوخ آدم اندر نگریست
زان وقت ازان کلوخ مردم میریخت ۲
صد عالم پر قطره ز قلزم میریخت ۱
ناگه به کلوخ آدم اندر نگریست
زان وقت ازان کلوخ مردم میریخت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - هر چیز که آن ز نیستی در پیوست
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - گاهی ز نو و گه ز کهن میگویند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.