هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از تابش خورشید و تأثیر آن بر جان و تن سخن می‌گوید. سپس به حالتی اشاره می‌کند که در آن «نیست» شده و هستی خورشید بر او تابیده است. این بیان می‌تواند به تجربه‌ای عرفانی یا روحانی اشاره داشته باشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و انتزاعی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، نیاز به درک عمیق‌تری از زبان و ادبیات فارسی دارد.

شماره ۸۲ - چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت

چون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافت
آن تاب به جان رسید و پس بر تن تافت ۱

گفتند: «ترا چه بود» دانی که چه بود
چون نیست شدم هستی او بر من تافت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱ - میآیم و بس چون خجلی میآیم
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - در محو دلم ز خویشتن مانَد باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.