هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و اندوه عمیق خود سخن میگوید. او احساس میکند که نه در دنیا و نه در آخرت، نشانی از آرامش یا امید وجود ندارد. از دست دادن جان شیرین (عزیزی) و نبود راهی برای فرار از این آشفتگی و درد، او را به شدت میآزارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین موضوعات مرتبط با اندوه و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۰ - از دنیی فانیم جوی نیست پدید
از دنیی فانیم جوی نیست پدید
وز عقبی نیز پرتوی نیست پدید ۱
دردا که برفت جان شیرین از دست
وز این شورش برون شوی نیست پدید ۲
وز عقبی نیز پرتوی نیست پدید ۱
دردا که برفت جان شیرین از دست
وز این شورش برون شوی نیست پدید ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - از پای در آمدم ز سرگردانی
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - نه در سفرم یک دم و نی در حضرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.