هوش مصنوعی:
شاعر از بیثباتی و کوتاهی عمر شکایت میکند و بیان میکند که عمر مانند ویرانهای است که ارزش ماندن ندارد. او احساس میکند که زمان خوابیدن (مرگ) فرا رسیده است، زیرا داستان عمر به پایان خود نزدیک شده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی در مورد عمر و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، این متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا بتواند با مضامین آن ارتباط برقرار کند.
شماره ۶۲ - چون لایق گنج نیست ویرانهٔ عمر
چون لایق گنج نیست ویرانهٔ عمر
می نتوان شد مقیم هم خانهٔ عمر ۱
وقت است که درخواب شوم، بو که شوم!
زیرا که به آخر آمد افسانهٔ عمر ۲
می نتوان شد مقیم هم خانهٔ عمر ۱
وقت است که درخواب شوم، بو که شوم!
زیرا که به آخر آمد افسانهٔ عمر ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - از گلشن دل نصیب من خار رسید
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - امروز منم نشسته نه نیست نه هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.