هوش مصنوعی:
شاعر از درد دوری از معشوق و نشنیدن بوی درمان یا صدای خوشامدگویی در وادی عشق مینالد. همچنین از این که در زندگیاش اثری از کاروان رهگذران یا بانگ درایی (صدای بیداری) نشنیده، ابراز تأسف میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان پیچیده باشد.
شماره ۱ - دردا که دلم بوی دوایی نشنود
دردا که دلم بوی دوایی نشنود
در وادی عشق مرحبایی نشنود ۱
وز قافلهای که اندرین بادیه رفت
عمری تک زد بانگ درایی نشنود ۲
در وادی عشق مرحبایی نشنود ۱
وز قافلهای که اندرین بادیه رفت
عمری تک زد بانگ درایی نشنود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:باب بیست و ششم: در صفت گریستن
گوهر بعدی:شماره ۲ - گردل گویم به منتهایی نرسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.