هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از قدرت و نفوذ عشق سخن میگوید. او بیان میکند که عشق بر همه چیز غالب است و حتی عقل و خرد را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر همچنین به صبر و تحمل در برابر عشق اشاره میکند و تأکید میکند که عشق فراتر از هر منطق و استدلالی است.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۹۲۰ - کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
کسی که عاشقِ آن رونَقِ چَمَن باشد
عَجَب مَدار که در بیدلی چو من باشد ۱
حَدیثِ صبر مَگویید صبر را رَهْ نیست
در آن دلی که بِدان یارْ مُمْتَحَن باشد ۲
چو عشقْ سِلسِله خویش را بِجُنبانَد
جُنونِ عقلِ فَلاطون و بوالْحَسَن باشد ۳
به جانِ عشق که جانی زِ عشقْ جان نَبَرَد
وَگَر دَرونه صد بُرج و صد بَدَن باشد ۴
اگر چو شیر شَوی عشقْ شیرگیرِ قَویست
وَگَر چو پیلْ شوی عشقْ کَرگَدن باشد ۵
وَگَر به قَعْرِ چَهی دَررَوی برایِ گُریز
چو دَلْو گَردن ازو بسته رَسَن باشد ۶
وَگَر چو موی شَوی مویْ میشِکافَد عشق
وَگَر کَباب شَوی عشقْ بابزَن باشد ۷
اَمانِ عالَمْ عشق است و مَعْدِلَت هم ازوست
وَگَر چه راه زنِ عقلِ مَرد و زن باشد ۸
خَموش کُن که سُخَن را وَطَن دِمشقِ دل است
مَگو غریب وِرا کِش چُنین وَطَن باشد ۹
عَجَب مَدار که در بیدلی چو من باشد ۱
حَدیثِ صبر مَگویید صبر را رَهْ نیست
در آن دلی که بِدان یارْ مُمْتَحَن باشد ۲
چو عشقْ سِلسِله خویش را بِجُنبانَد
جُنونِ عقلِ فَلاطون و بوالْحَسَن باشد ۳
به جانِ عشق که جانی زِ عشقْ جان نَبَرَد
وَگَر دَرونه صد بُرج و صد بَدَن باشد ۴
اگر چو شیر شَوی عشقْ شیرگیرِ قَویست
وَگَر چو پیلْ شوی عشقْ کَرگَدن باشد ۵
وَگَر به قَعْرِ چَهی دَررَوی برایِ گُریز
چو دَلْو گَردن ازو بسته رَسَن باشد ۶
وَگَر چو موی شَوی مویْ میشِکافَد عشق
وَگَر کَباب شَوی عشقْ بابزَن باشد ۷
اَمانِ عالَمْ عشق است و مَعْدِلَت هم ازوست
وَگَر چه راه زنِ عقلِ مَرد و زن باشد ۸
خَموش کُن که سُخَن را وَطَن دِمشقِ دل است
مَگو غریب وِرا کِش چُنین وَطَن باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱۹ - ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد
گوهر بعدی:غزل ۹۲۱ - سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.