خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناامیدی و درد عشق شکایت میکند و میگوید که معشوق با وجود گرفتن دلش، دیگر به او توجهی نکرد و حتی یک لحظه هم به ندایش پاسخ نداد.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
شماره ۲۲ - یا رب چه دمم بود که دمساز نداد
یا رب چه دمم بود که دمساز نداد
دل برد و دمم داد و دلم باز نداد ۱
گفتم که مرا یک نفس آواز دهد
جانم شد و آن ستمگر آواز نداد ۲
دل برد و دمم داد و دلم باز نداد ۱
گفتم که مرا یک نفس آواز دهد
جانم شد و آن ستمگر آواز نداد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - گفتم: «ز میان جان شوم خاک درش
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - گفتم: «چو تنم ضعیف و لاغر باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.