هوش مصنوعی:
غنچهای که مانند پسته لبخند میزند، به دلیل عمر کوتاهش جانش بر لب میآید. از آنجا که درمانی جز نابودی ندارد، درد و رنج از وجودش میچکد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی درباره مرگ و رنج است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا ناراحتکننده باشد.
شماره ۴۲ - غنچه که چو پسته لب شود خندانش
غنچه که چو پسته لب شود خندانش
از کم عمری بر لبش آمد جانش ۱
چون نیست به جز نیست شدن درمانش
خون میبچکد به درد از پیکانش ۲
از کم عمری بر لبش آمد جانش ۱
چون نیست به جز نیست شدن درمانش
خون میبچکد به درد از پیکانش ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - بشکفت به صد هزار خوبی گل مست
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - با گل گفتم که داد بستان و برو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.