هوش مصنوعی: شاعر با گل سخن می‌گوید و از آن می‌خواهد که داد بستاند و برود. گل پاسخ می‌دهد که ابر به خاطر او می‌گرید، یعنی باید از جان دست شسته و برود. این متن بیانگر جدایی و اندوه است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.

شماره ۴۳ - با گل گفتم که داد بستان و برو

با گل گفتم که داد بستان و برو
آب رخ خود خواه ز باران و برو ۱

گل گفت که برمن ابر از آن میگرید
یعنی که بشوی دست از جان و برو ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲ - غنچه که چو پسته لب شود خندانش
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - بلبل سخنی گفت به گل آهسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.