هوش مصنوعی:
بهلول مست در یک شب زمستانی در گل فرو میرود. سائلی از او میپرسد به کجا میرود و بهلول پاسخ میدهد که به سوی گورستان میرود زیرا ظالمی در عذاب است و قصد دارد از گرمای آتش قبر او گرم شود. سپس به پیامدهای ظلم و عذاب آن اشاره میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین اشاره به موضوعاتی مانند ظلم، عذاب و مرگ نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
الحكایة و التمثیل
در زمستان یک شبی بهلول مست
پای در گل میشد و کفشی بدست ۱
سائلی گفتش که سر داری براه
تو کجا خواهی شدن زین جایگاه ۲
گفت دارم سوی گورستان شتاب
زانکه آنجا ظالمیست اندر عذاب ۳
میروم چون گور او پر آتش است
گرم گردم زانکه سر ما ناخوش است ۴
آن یکی را این چنین مرگی بود
وان دگر را مرگ او برگی بود ۵
ظلم آتش در درونت افکند
در میان خاک و خونت افکند ۶
گر چه راه ظلم از پیشان رود
هرکه آن ره رفت سرگردان رود ۷
پای در گل میشد و کفشی بدست ۱
سائلی گفتش که سر داری براه
تو کجا خواهی شدن زین جایگاه ۲
گفت دارم سوی گورستان شتاب
زانکه آنجا ظالمیست اندر عذاب ۳
میروم چون گور او پر آتش است
گرم گردم زانکه سر ما ناخوش است ۴
آن یکی را این چنین مرگی بود
وان دگر را مرگ او برگی بود ۵
ظلم آتش در درونت افکند
در میان خاک و خونت افکند ۶
گر چه راه ظلم از پیشان رود
هرکه آن ره رفت سرگردان رود ۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۷
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
گوهر بعدی:الحكایة و التمثیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.