هوش مصنوعی:
پادشاهی از شنیدن سخنان مردی درباره ایاز ناراحت میشود و به او میگوید که دیگر کاری با ایاز نداشته باشد، زیرا ایاز متعلق به اوست. مرد پاسخ میدهد که اگر ایاز متعلق به پادشاه است، او دیگر عاشق نیست و عشق را کنار گذاشته است. او میپرسد که چگونه پادشاه میتواند عشق ایاز را از قلب او بیرون کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان نامفهوم باشد.
الحكایة و التمثیل
زین گدائی بر ایاز آشفته شد
این سخن در پیش سلطان گفته شد ۱
پیش خویشش خواند حالی شهریار
گفت ازین پس با ایازت نیست کار ۲
گر بود کاریت بیم کشتن است
تو نمیدانی کایاز آن من است ۳
مرد گفت ای پادشاه حق شناس
گر ازان تست این ساعت ایاس ۴
عشق نیست آن تو من اکنون شدم
عشق بردم وز میان بیرون شدم ۵
گر کنی از وی فراقی حاصلم
چون توانی برد عشقش از دلم ۶
این سخن در پیش سلطان گفته شد ۱
پیش خویشش خواند حالی شهریار
گفت ازین پس با ایازت نیست کار ۲
گر بود کاریت بیم کشتن است
تو نمیدانی کایاز آن من است ۳
مرد گفت ای پادشاه حق شناس
گر ازان تست این ساعت ایاس ۴
عشق نیست آن تو من اکنون شدم
عشق بردم وز میان بیرون شدم ۵
گر کنی از وی فراقی حاصلم
چون توانی برد عشقش از دلم ۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۶
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:الحكایة و التمثیل
بعدی:بخش ششم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.