هوش مصنوعی: شاعر از معشوق خود می‌خواهد که شکایت‌هایش را کنار بگذارد و بار عشق را بر دوش او نگذارد تا در غم جدایی شرمنده نشود. او از معشوق می‌خواهد زودتر بازگردد و انتظارش را نکشد. شاعر بر پیمان و عهد خود تأکید دارد و از معشوق می‌خواهد که رازدار او باشد و همیشه با او بماند. در پایان، شاعر از زیبایی بی‌نظیر معشوق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل

ای پر آتش داشته پیوسته دل
هر شکایت کان ز ما داری بهل ۱

بار عشق روی ما برجان منه
تا نگردی در غم هجران خجل ۲

چشم راهی می‌کشم زوتر بیا
العجل ای یار زیبا العجل ۳

پای ما چون سرو بستان ز انتظار
هست یا سودات تا زانو بگل ۴

با صبا همراه شو هنگام صبح
گر شکایت نیستت ازما بدل ۵

بر سر پیمان و عهدت آمدم
تا نگوئی دیگرم پیمان گسل ۶

متصل می‌باش با ما روز و شب
راز دار ما شو و شو متصل ۷

روی من می‌بینی که از خوبی گذشت
از جمال خوبرویان چگل ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:ندامت گل از استعفاء خود و بخشیدن بزاری بلبل
گوهر بعدی:ادامه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.