هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و میخوارگی از حافظ است که در آن شاعر از یاران میخواهد تا در زندگی و پس از مرگش، او را با می و میخانه پیوند دهند. او از آنها میخواهد که در زمان بیماری و مرگش، به میخانه بروند و برایش دعا کنند، تابوتش را از تاک بسازند و در خاکدانش خمهای شراب بگذارند. شاعر تأکید میکند که حتی پس از مرگ نیز دوست دارد به میخانه مرتبط باشد.
رده سنی:
18+
این شعر دارای مضامین عرفانی و میخوارگی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و تمایل به مینوشی پس از آن ممکن است برای سنین پایین قابل درک یا مناسب نباشد.
غزل ۴۳۰ - یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید
یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید
آلوده غمم بمیم شست و شو کنید ۱
جام لبالب می از آن دستم آرزوست
بهر خدا شفاعت من نزد او کنید ۲
چو مست می شوید ز شرب مدام دوست
مستی بنده هم بدعا آرزو کنید ۳
ابریق می دهید مرا تا وضو کنم
در سجدهام بجانب میخانه رو کنید ۴
بیمار چون شوم ببریدم بمیکده
از بهر صحتم بخم پی فرو کنید ۵
از خویش چون روم بمیم باز آورید
آیم به خویش باز میم در گلو کنید ۶
وقت رحیل سوی من آرید ساغری
رنگم چو زرد شد بمیم سرخ رو کنید ۷
تابوت من ز تاک و کفن هم ز برگ تاک
در میکده بباده مرا شست و شو کنید ۸
تا زندهام نمیروم از میکده برون
بعد از وفات نیز بدان سوم رو کنید ۹
در خاکدان من بگذارید یک دو خم
دفنم چو میکنید میم در گلو کنید ۱۰
از مرقدم بمیکدهها جویها کنید
از هر خم و سبوی رهی هم بجو کنید ۱۱
دردی کشان ز هم چو بپاشد وجود من
در گردن شما که ز خاکم سبو کنید ۱۲
ناید بغیر ریزهٔ خم یا سبو بدست
هر چند خاکدان مرا جستوجو کنید ۱۳
بی بادگان چو مستیتان آرزو شود
آئید و خاک مقبرهٔ فیض بو کنید ۱۴
آلوده غمم بمیم شست و شو کنید ۱
جام لبالب می از آن دستم آرزوست
بهر خدا شفاعت من نزد او کنید ۲
چو مست می شوید ز شرب مدام دوست
مستی بنده هم بدعا آرزو کنید ۳
ابریق می دهید مرا تا وضو کنم
در سجدهام بجانب میخانه رو کنید ۴
بیمار چون شوم ببریدم بمیکده
از بهر صحتم بخم پی فرو کنید ۵
از خویش چون روم بمیم باز آورید
آیم به خویش باز میم در گلو کنید ۶
وقت رحیل سوی من آرید ساغری
رنگم چو زرد شد بمیم سرخ رو کنید ۷
تابوت من ز تاک و کفن هم ز برگ تاک
در میکده بباده مرا شست و شو کنید ۸
تا زندهام نمیروم از میکده برون
بعد از وفات نیز بدان سوم رو کنید ۹
در خاکدان من بگذارید یک دو خم
دفنم چو میکنید میم در گلو کنید ۱۰
از مرقدم بمیکدهها جویها کنید
از هر خم و سبوی رهی هم بجو کنید ۱۱
دردی کشان ز هم چو بپاشد وجود من
در گردن شما که ز خاکم سبو کنید ۱۲
ناید بغیر ریزهٔ خم یا سبو بدست
هر چند خاکدان مرا جستوجو کنید ۱۳
بی بادگان چو مستیتان آرزو شود
آئید و خاک مقبرهٔ فیض بو کنید ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۱۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۹ - خویش را اول سزاوارش کنید
گوهر بعدی:غزل ۴۳۱ - هر که راه عشق پوید هم ز عشقش بر بروید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.