هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و فداکاری بیحد شاعر به معشوق است. شاعر حاضر است همه چیز، حتی جان خود را فدای معشوق کند و خود را در راه او ذوب کند. خانه دل را با نور معشوق روشن میکند و هر چه معشوق بخواهد، فراهم میسازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها (مانند قربانی کردن خود) ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۶۹۷ - گر شود روزی شبی کان ماهرا مهمان کنیم
گر شود روزی شبی کان ماهرا مهمان کنیم
خویش را در مطبخ مهمانیش قربان کنیم ۱
نیست ما را منزلی شایستهٔ او غیر دل
خانهٔ دلرا بشمع روی او تابان کنیم ۲
نیست مقصد جز گداز عاشقان معشوق را
نزد او دلرا کباب و سینه را بریان کنیم ۳
ما حضر باید که باشد بر مراد میهمان
هرچه او خواهد ز ما او را بآن مهمان کنیم ۴
گر شرابی خواهد از ما خون دل پیش آوریم
آبی ار خواهد گوارا دیده را گریان کنیم ۵
نیست ما را آب و نانی آب و نان ماست او
آب گردیم از خجالت گر حدیث نان کنیم ۶
جان نباشد قابل آن تا نثار او شود
دل شود از غصه خون کر ما حدیث جان کنیم ۷
نیست حد ما که اندازیم سر در پاش فیض
چون غبار ره شود در راه او افشان کنیم ۸
خویش را در مطبخ مهمانیش قربان کنیم ۱
نیست ما را منزلی شایستهٔ او غیر دل
خانهٔ دلرا بشمع روی او تابان کنیم ۲
نیست مقصد جز گداز عاشقان معشوق را
نزد او دلرا کباب و سینه را بریان کنیم ۳
ما حضر باید که باشد بر مراد میهمان
هرچه او خواهد ز ما او را بآن مهمان کنیم ۴
گر شرابی خواهد از ما خون دل پیش آوریم
آبی ار خواهد گوارا دیده را گریان کنیم ۵
نیست ما را آب و نانی آب و نان ماست او
آب گردیم از خجالت گر حدیث نان کنیم ۶
جان نباشد قابل آن تا نثار او شود
دل شود از غصه خون کر ما حدیث جان کنیم ۷
نیست حد ما که اندازیم سر در پاش فیض
چون غبار ره شود در راه او افشان کنیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۶ - ایخوش آنروزی که ما جان در ره جانان کنیم
گوهر بعدی:غزل ۶۹۸ - ای خدا عشقی که دل بر آتشش بریان کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.