هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، درخواستهایی از معشوق را بیان میکند، از جمله نگاه کردن به سوی شاعر، درمان دردها، رهایی از غم و رنج، و روی آوردن به خدا. شاعر از بیوفایی معشوق شکایت دارد و از او میخواهد که به جای جفا، لطف کند و دلش را از قفس غم آزاد سازد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۷۴۴ - مستانه برا گوشهٔ چشمی سوی ما کن
مستانه برا گوشهٔ چشمی سوی ما کن
دردی بسر درد نه و نام دوا کن ۱
از پرده برون آبگذر بر صف رندان
پنهان ز نظرها نظری جانب ما کن ۲
گر لطف نداری و سر لطف نداری
از قهر بکش تیغ جفا روی بما کن ۳
گفتی که وفا میکنم و هیچ نکردی
ما چشم وفا از تو نداریم جفا کن ۴
مرغ دل ما از قفس غصه برون آر
برگرد سر خویش بگردان و رها کن ۵
ترسم که غباری بدل یار نشیند
بگذر ز عتاب و گلهای فیض دعا کن ۶
در دفتر جان حرف بتان چند نویسی
زین قصه بگردان ورق و رو بخدا کن ۷
دردی بسر درد نه و نام دوا کن ۱
از پرده برون آبگذر بر صف رندان
پنهان ز نظرها نظری جانب ما کن ۲
گر لطف نداری و سر لطف نداری
از قهر بکش تیغ جفا روی بما کن ۳
گفتی که وفا میکنم و هیچ نکردی
ما چشم وفا از تو نداریم جفا کن ۴
مرغ دل ما از قفس غصه برون آر
برگرد سر خویش بگردان و رها کن ۵
ترسم که غباری بدل یار نشیند
بگذر ز عتاب و گلهای فیض دعا کن ۶
در دفتر جان حرف بتان چند نویسی
زین قصه بگردان ورق و رو بخدا کن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۷۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴۳ - در جهان افکندهٔ غوغای حسن
گوهر بعدی:غزل ۷۴۵ - بیا بمیکده تأثیر را تماشا کن
نظرها و حاشیه ها
فریاد خراسانی
۱۴۰۱/۱۱/۳۰ ۱۹:۱۵
حق است اگر مرگ و اگر چاره ندارد
حق من درمانده ز این عشق ادا کن