هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به ستایش و توصیف خداوند به عنوان یگانه، قادر مطلق، دانا و بخشنده میپردازد. تأکید بر حضور خدا در همه چیز، ازلی بودن، قدرت مطلق، بخشندگی و آگاهی کامل او از تمام اسرار عالم است. همچنین به رابطه عاشقانه بین خدا و مخلوقات اشاره دارد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده، فهم متن را برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز میکند.
غزل ۸۶۲ - ای آنکه در ازل همه را یار بودهای
ای آنکه در ازل همه را یار بودهای
از دار اثر نبوده تو دیار بودهای ۱
هر کار هر که کرد تو تقدیر کردهای
پیش از وجود خلق در آن کار بودهای ۲
عالم همه تو بوده و تو خالی از همه
یکتای فرد بودهای و بسیار بودهای ۳
حسن از تو رو نموده و عشق از تو آمده
مطلوب بوده و طلبکار بودهای ۴
بنموده در نقاب نکویان جمال خویش
وین طرفه در نقاب بدیدار بودهای ۵
بس دل که بهر خویشتن آئینه ساخته
زان آینه بخویش نمودار بودهای ۶
خود را بخود نموده در آئینهای جهان
بیننده بودهای و بدیدار بودهای ۷
فاش و نهان خلق هویداست نزد تو
بی آلت بصر همه دیدار بودهای ۸
رفتار مور در شب دیجور دیدهای
ز اسرار خلق جمله خبردار بودهای ۹
هر جای هر چه بوده بر آن بودهای محیط
عالم چو مرکزی و تو پر کار بودهای ۱۰
بی تو نه هستی و نه توانائی بود
ما را تو چاره بوده و ناچار بودهای ۱۱
ما هیچ نیستیم بخود سایهای توایم
هم جاعل ظلام و هم انوار بودهای ۱۲
بس دل شکسته بر درت ای جا برالکسیر
پیوسته ایستاده که جبار بودهای ۱۳
بس بندهای که کرده گنه بر امید آنکه
غفار بودهای تو و ستار بودهای ۱۴
گرفیض را ز جهل بر آری غریب نیست
پیوسته بنده پرور و غفار بودهای ۱۵
از دار اثر نبوده تو دیار بودهای ۱
هر کار هر که کرد تو تقدیر کردهای
پیش از وجود خلق در آن کار بودهای ۲
عالم همه تو بوده و تو خالی از همه
یکتای فرد بودهای و بسیار بودهای ۳
حسن از تو رو نموده و عشق از تو آمده
مطلوب بوده و طلبکار بودهای ۴
بنموده در نقاب نکویان جمال خویش
وین طرفه در نقاب بدیدار بودهای ۵
بس دل که بهر خویشتن آئینه ساخته
زان آینه بخویش نمودار بودهای ۶
خود را بخود نموده در آئینهای جهان
بیننده بودهای و بدیدار بودهای ۷
فاش و نهان خلق هویداست نزد تو
بی آلت بصر همه دیدار بودهای ۸
رفتار مور در شب دیجور دیدهای
ز اسرار خلق جمله خبردار بودهای ۹
هر جای هر چه بوده بر آن بودهای محیط
عالم چو مرکزی و تو پر کار بودهای ۱۰
بی تو نه هستی و نه توانائی بود
ما را تو چاره بوده و ناچار بودهای ۱۱
ما هیچ نیستیم بخود سایهای توایم
هم جاعل ظلام و هم انوار بودهای ۱۲
بس دل شکسته بر درت ای جا برالکسیر
پیوسته ایستاده که جبار بودهای ۱۳
بس بندهای که کرده گنه بر امید آنکه
غفار بودهای تو و ستار بودهای ۱۴
گرفیض را ز جهل بر آری غریب نیست
پیوسته بنده پرور و غفار بودهای ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶۱ - شور عشقی در جهان افکندهای
گوهر بعدی:غزل ۸۶۳ - ای آنکه با دلم ز ازل یار بودهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.