هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و وفاداری خود به پادشاه سخن می‌گوید و از بیماری خود می‌نالد. او اظهار می‌کند که جز دل و جان چیزی برای تقدیم به پادشاه ندارد. در پایان، شکرگزار خداوند است که ظلم را از بین برد و پادشاه سالم و شاد به تخت سلطنت بازگشت.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و واژگان قدیمی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.

قطعه ۳۱ - پادشاها خواست کردن جانم استقبال تو

پادشاها خواست کردن جانم استقبال تو
لیکن از بیماری جان بود پایم سخت سست ۱

جز دل و جان نیستم چیزی سزای حضرتت
حال جان من برین سان است و دل خود پیش توست ۲

شکر ایزد را که بوم ظلم را بشکست بال
شاهباز آمد به تخت بخت شاد و تندرست ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قطعه ۳۰ - چون به قشلاق قرا باغ آمدیم
گوهر بعدی:قطعه ۳۲ - بلقیس ثانی ای که صد پایه رای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.