هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گفتوگوی خود با عقل میگوید و پرسشهایی دربارهٔ وضعیت گذشته و حال انسانها مطرح میکند. عقل پاسخ میدهد که در گذشته، مردم مانند گلهای در صحرای زندگی بودند و یکدیگر را گرگ میپنداشتند. برای حفظ نظم، چوپانی (رهبری) برای آنها تعیین شد. در نهایت، با ظهور حکومت شاهنشاه ایران، سرنوشت گله (مردم) به او سپرده شد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم فلسفی و اجتماعی پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، اشارات تاریخی و سیاسی موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
قطعه ۷۱ - عقل را گفتم که عمری پیش ازین چوپانیان
عقل را گفتم که عمری پیش ازین چوپانیان
گردن از گردون گردان از چه میافراشتند ۱
این زمان آخر چرا زین سان جدا از خان مان
پشت بر کردند و روی از دشمنان برداشتند ۲
گفت ای غافل تو از صورتگران روزگار
نیستی آگه کزین صورت بسی انگاشتند ۳
پیش ازین چون گله در صحرای گیتی مردمان
خویشتن را گرگ یکدیگر همی پنداشتند ۴
چون نبود این گله را از حفظ چوپانی گریز
میر چوپان را به چوپانی برو بگماشتند ۵
میر چوپان را به چوپانی گریز
گرگ و میش آن داوری را از میان برداشتند ۶
تا به عهد دولتت شاهنشه ایران رسد
گله را ار خواستند ار نه بدو بگذاشتند ۷
گردن از گردون گردان از چه میافراشتند ۱
این زمان آخر چرا زین سان جدا از خان مان
پشت بر کردند و روی از دشمنان برداشتند ۲
گفت ای غافل تو از صورتگران روزگار
نیستی آگه کزین صورت بسی انگاشتند ۳
پیش ازین چون گله در صحرای گیتی مردمان
خویشتن را گرگ یکدیگر همی پنداشتند ۴
چون نبود این گله را از حفظ چوپانی گریز
میر چوپان را به چوپانی برو بگماشتند ۵
میر چوپان را به چوپانی گریز
گرگ و میش آن داوری را از میان برداشتند ۶
تا به عهد دولتت شاهنشه ایران رسد
گله را ار خواستند ار نه بدو بگذاشتند ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۷۰ - نوکران میر حاج اختچی
گوهر بعدی:قطعه ۷۲ - خسروا این امیر کرمان چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.