خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از رنج‌ها و دشواری‌های عشق و زندگی می‌گوید. او از سوختن در آتش عشق، رهایی از تعلقات دنیوی، و پذیرش تنهایی و غم سخن می‌گوید. همچنین، به اهمیت نیک‌خویی و دوری از کینه اشاره می‌کند و از تجربه‌های دردناک خود به عنوان عاملی برای رشد شخصی یاد می‌کند.

متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، تنهایی، و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

داغ محرومی

ساختم با آتش دل لاله‌زاری شد مرا
سوختم خار تعلق نوبهاری شد مرا ۱

سینه را چون گل زدم چاک اول از بی‌طاقتی
آخر از زندان تن راه فراری شد مرا ۲

نیکخویی پیشه کن تا از بدی ایمن شوی
کینه از دشمن بریدم دوستداری شد مرا ۳

هر چراغی در ره گمگشته‌ای افروختم
در شب تار عدم شمع مزاری شد مرا ۴

دل به داغ عشق خوش کردم گل از خارم دمید
خو گرفتم با غم دل غمگساری شد مرا ۵

گوهر تنهایی از فیض جنون دارم به دست
گوشهٔ ویرانه گنج شاهواری شد مرا ۶

کج‌نهادان را ز کس باور نیاید حرف راست
عیب خود بی‌پرده گفتم پرده‌داری شد مرا ۷

پیش پیکان بلا سنگ مزارم شد سپهر
جا به صحرای عدم کردم حصاری شد مرا ۸

چون نسوزم شمع‌سان؟ کز داغ محرومی رهی
بر جگر هر شعله آهی شراری شد مرا ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمع خاموش
بعدی:غزلها - جلد چهارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.