هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عشق ناکام و نگاه تحقیرآمیز دیگران به عاشق است. شاعر از یار ناسازگار و بیاعتنای خود شکایت میکند و در عین حال، به عشق خود پایبند است. او از ناتوانی زمانه در برابر عشق سخن میگوید و کمال یار را در چشم دیگران عیب میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
در سایه سرو
حال تو روشن است دلا از ملال تو
فریاد از دلی که نسوزد به حال تو ۱
ای نوش لب که بوسه به ما کرده ای حرام
گر خون ما چو باده بنوشی حلال تو ۲
یاران چو گل به سایه سرو آرمیده اند
ما و هوای قامت با اعتدال تو ۳
در چشم کس وجود ضعیفم پدید نیست
باز آ که چون خیال شدم از خیال تو ۴
در کار خود زمانه ز ما ناتوان تر است
با ناتوان تر از تو چه باشد جدال تو؟ ۵
خار زبان دراز به گل طعنه می زند
در چشم سفله عیب تو باشد کمال تو ۶
ناساز گشت نغمه جان پرورت رهی
باید که دست عشق دهد گوشمال تو ۷
فریاد از دلی که نسوزد به حال تو ۱
ای نوش لب که بوسه به ما کرده ای حرام
گر خون ما چو باده بنوشی حلال تو ۲
یاران چو گل به سایه سرو آرمیده اند
ما و هوای قامت با اعتدال تو ۳
در چشم کس وجود ضعیفم پدید نیست
باز آ که چون خیال شدم از خیال تو ۴
در کار خود زمانه ز ما ناتوان تر است
با ناتوان تر از تو چه باشد جدال تو؟ ۵
خار زبان دراز به گل طعنه می زند
در چشم سفله عیب تو باشد کمال تو ۶
ناساز گشت نغمه جان پرورت رهی
باید که دست عشق دهد گوشمال تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۸۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مکتب عشق
گوهر بعدی:حلقهٔ موج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.