هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و جدایی میگوید و آرزو دارد که معشوق را به فلک برساند. او از درد فراق و عشق بیپاسخ مینالد و بیان میکند که عشق در خونش جاری است. همچنین، از مدعیان عشق میگوید که ادعاهایشان را بر لوح سادهاش نوشتهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و عشق بیپاسخ نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را
کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را
به امید اینکه روزی بفلک رسانم او را ۱
چه کنم چه چاره گیرم که ز شاخ علم و دانش
ندمیده هیچ خاری که بدل نشانم او را ۲
دهد آتش جدائی شرر مرا نمودی
به همان نفس بمیرم که فرونشانم او را ۳
می عشق و مستی او نرود برون ز خونم
که دل آنچنان ندادم که دگر ستانم او را ۴
تو به لوح سادهٔ من همه مدعا نوشتی
دگر آنچنان ادب کن که غلط نخوانم او را ۵
بحضور تو اگر کس غزلی ز من سراید
چه شود اگر نوازی به همین که دانم او را ۶
به امید اینکه روزی بفلک رسانم او را ۱
چه کنم چه چاره گیرم که ز شاخ علم و دانش
ندمیده هیچ خاری که بدل نشانم او را ۲
دهد آتش جدائی شرر مرا نمودی
به همان نفس بمیرم که فرونشانم او را ۳
می عشق و مستی او نرود برون ز خونم
که دل آنچنان ندادم که دگر ستانم او را ۴
تو به لوح سادهٔ من همه مدعا نوشتی
دگر آنچنان ادب کن که غلط نخوانم او را ۵
بحضور تو اگر کس غزلی ز من سراید
چه شود اگر نوازی به همین که دانم او را ۶
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۶
۵۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بده آندل که مستی های او از بادهٔ خویش است
گوهر بعدی:این دل که مرا دادی لبریز یقین بادا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.