هوش مصنوعی:
این شعر از گویندهای است که از وضعیت زمانه و تغییرات فرهنگی و سیاسی انتقاد میکند. او از افتادن ساز فرنگ و نبودن نغمهای در پردهاش سخن میگوید، به کهنگی بتان و پخته بنیاد بودن حرم اشاره میکند، و از عثمانیان و تیموریان یاد میکند. همچنین، او از برتری کابل بر دهلی و آزادی این زمین از طلسم فرنگ سخن میگوید و در پایان، خود را فقیر و دولت را خدا داد میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم انتقادی، تاریخی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آگاهی از مسائل اجتماعی و سیاسی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
بر مزار شهنشاه بابر خلد آشیانی
بیا که ساز فرنگ از نوا بر افتاد است
درون پردهٔ او نغمه نیست فریاد است ۱
زمانه کهنه بتان را هزار بار آراست
من از حرم نگذشتم که پخته بنیاد است ۲
درفش ملت عثمانیان دوباره بلند
چه گویمت که به تیموریان چه افتاد است ۳
خوشا نصیب که خاک تو آرمید اینجا
که این زمین ز طلسم فرنگ آزاد است ۴
هزار مرتبه کابل نکوتر از دهلی است
که آن عجوزه عروس هزار داماد است ۵
درون دیده نگه دارم اشک خونین را
که من فقیرم و این دولت خدا داد است ۶
اگرچه پیر حرم ورد لااله دارد
کجا نگاه که برنده تر ز پولاد است ۷
درون پردهٔ او نغمه نیست فریاد است ۱
زمانه کهنه بتان را هزار بار آراست
من از حرم نگذشتم که پخته بنیاد است ۲
درفش ملت عثمانیان دوباره بلند
چه گویمت که به تیموریان چه افتاد است ۳
خوشا نصیب که خاک تو آرمید اینجا
که این زمین ز طلسم فرنگ آزاد است ۴
هزار مرتبه کابل نکوتر از دهلی است
که آن عجوزه عروس هزار داماد است ۵
درون دیده نگه دارم اشک خونین را
که من فقیرم و این دولت خدا داد است ۶
اگرچه پیر حرم ورد لااله دارد
کجا نگاه که برنده تر ز پولاد است ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مسافر وارد میشود به شهر کابل و حاضر میشود بحضور اعلیحضرت شهید
گوهر بعدی:سفر به غزنی و زیارت مزار حکیم سنائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.