هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند عشق، جنون، فطرت انسانی، و مبارزه با مذلت و شهوات می‌پردازد. شاعر از خواننده می‌خواهد که از محدودیت‌های فکری خود فراتر رود، به جای تسلیم شدن در برابر عافیت‌طلبی، به جنون و خلاقیت پناه ببرد، و از دام‌های هوس و شهوت رهایی یابد. همچنین، بر اهمیت جوشش درونی و رهایی از قیدوبندهای دنیوی تأکید دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیمی مانند شهوت و جنون ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا گمراه‌کننده باشد.

غزل ۱۷۷ - نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا

نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا
به جهانی‌که نیستی مژه بربند و درگشا ۱

زگرانجانی‌ات مبادکه شود ناله منفعل
به جنون سپند زن پی منقار پرگشا ۲

تپش خلق پیش وپس نه زعشق است نی هوس
شررکاغذ است و بس تو هم اندک نظرگشا ۳

ز فسردن مکش تری به فسونهای عافیت
همه‌گر موج‌گوهری به رمیدن‌کمرگشا ۴

به چه فرصت وفاکندگل تمکین فروشی‌ات
به تماشای چشمکی زه سنگ وشررگشا ۵

سحر نشئه فطرتی ته خاک از چه غفلتی
نفسی صرف جوش‌کن ز خم چرخ سرگشا ۶

هوس جوع و شهوتت شده دام مذلتت
اگر از نوع آدمی ز خود افسار خرگشا ۷

ادب آموز محرمان لب خشکی است بی‌بیان
به محیط آشنا نه‌ای رگ موج‌گوهرگشا ۸

ادبی تا تسلسلت نکند شیشه بی‌ملت
که به انداز قلقلت پریی هست پرگشا ۹

دل ودستی نبسته‌ای به‌چه غم در شکسته‌ای
تو به راهت نشسته‌ای‌گره این است برگشا ۱۰

اگر انشای بیدلت ز حلاوت نشان دهد
شقی از خامه طرح‌کن در مصر شکرگشا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۶ - درین محفل‌که دارد شام بربند وسحربگشا
گوهر بعدی:غزل ۱۷۸ - اگر مردی در تسلیم زن راه طلب مگشا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.