هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات انسانی در برابر سرنوشت و تقدیر است. شاعر از اتحاد و همبستگی سخن میگوید اما در عین حال از مهجوریت و دوری از اصل خود شکایت دارد. او به ضعف انسان در برابر جهل و ناتوانی اشاره میکند، اما در عین حال از غرور و عجز انسان نیز سخن میگوید. شاعر به حکم قضا و اختیار محدود انسان اشاره کرده و در نهایت، عشق و بندگی را راهی برای رهایی میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر، اختیار، و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۲۶ - باکمال اتحاد ازوصل مهجوریم ما
باکمال اتحاد ازوصل مهجوریم ما
همچو ساغر می بهلب داریم و مخموریم ما ۱
پرتو خورشید جز در خاک نتوان یافتن
یکزمین و آسمان از اصل خود دوریمما ۲
درتجلی سوختیم وچشم بینش وا نشد
سخت پابرخاست جهل مامگرطوریم ما ۳
با وجود ناتوانی سر بهگردون سودهایم
چون مه سرخط عجزیم ومغروریم ما ۴
تهمت حکم قضا را چاره نتوان یافتن
اختیار از ماست چندانیکه مجبوریم ما ۵
مفت ساز بندگیگر غفلت وگر آگهی
پیش نتوان برد جزکاریکه مأموریم ما ۶
بحر در آغوش و موج ما همان محوکنار
کارها با عشق بیپرواست معذوریم ما ۷
همچو ساغر می بهلب داریم و مخموریم ما ۱
پرتو خورشید جز در خاک نتوان یافتن
یکزمین و آسمان از اصل خود دوریمما ۲
درتجلی سوختیم وچشم بینش وا نشد
سخت پابرخاست جهل مامگرطوریم ما ۳
با وجود ناتوانی سر بهگردون سودهایم
چون مه سرخط عجزیم ومغروریم ما ۴
تهمت حکم قضا را چاره نتوان یافتن
اختیار از ماست چندانیکه مجبوریم ما ۵
مفت ساز بندگیگر غفلت وگر آگهی
پیش نتوان برد جزکاریکه مأموریم ما ۶
بحر در آغوش و موج ما همان محوکنار
کارها با عشق بیپرواست معذوریم ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۵ - صورت وهم به هستی متهم داریم ما
گوهر بعدی:غزل ۲۲۷ - طرح قیامتی ز جگر میکشیم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.