هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیمی مانند غرور، فروتنی، ناپایداری دنیا، عیبجویی از دیگران، و اهمیت خرد و همت میپردازد. شاعر از ناپایداری قدرت و ثروت سخن میگوید و تأکید میکند که انسانها نباید به داراییهای دنیوی مغرور شوند. همچنین، او بر اهمیت پرهیز از عیبجویی و حفظ کرامت انسانی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و پیچیدگیهای زبانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۵۹۴ - جاییکهنه فلک ز حیا سر فکنده است
جاییکهنه فلک ز حیا سر فکنده است
چونگل چمن دماغی اقبال خنده است ۱
دیدیم دستگاه غرور سبکسران
سرمایهٔ کلاه .همه فتم کنده است ۲
منصوبهٔ خرد همه را مات وهمکرد
زین عرصه خاکبازی طفلان برنده است ۳
از خاک برنداشت فلک هرقدر خمید
باریکه پیری از خم درش فکنده است ۴
بر عیب خلق خرده نگیرند محرمان
ای بیخبر من وتو خدا نیست بنده است ۵
ناموس احتیاج به همت نگاهدار
دست تهی جنونگریبان درمنده است ۶
تا تیشهات به پا نخورد ژاژخا مباش
دندان دمیکه پیش فتد لبگزنده است ۷
ازیأس مدعا ره رام رفتهگیر
ایندشت، تختهٔکف افسوس رنده است ۸
ما را مآلکار طرب بیدماغکرد
بویگل چراغ درتن بزمگنده است ۹
بیدل مباش غرهٔ سامان اعتبار
هرچند رنگ بال ندارد پرنده است ۱۰
چونگل چمن دماغی اقبال خنده است ۱
دیدیم دستگاه غرور سبکسران
سرمایهٔ کلاه .همه فتم کنده است ۲
منصوبهٔ خرد همه را مات وهمکرد
زین عرصه خاکبازی طفلان برنده است ۳
از خاک برنداشت فلک هرقدر خمید
باریکه پیری از خم درش فکنده است ۴
بر عیب خلق خرده نگیرند محرمان
ای بیخبر من وتو خدا نیست بنده است ۵
ناموس احتیاج به همت نگاهدار
دست تهی جنونگریبان درمنده است ۶
تا تیشهات به پا نخورد ژاژخا مباش
دندان دمیکه پیش فتد لبگزنده است ۷
ازیأس مدعا ره رام رفتهگیر
ایندشت، تختهٔکف افسوس رنده است ۸
ما را مآلکار طرب بیدماغکرد
بویگل چراغ درتن بزمگنده است ۹
بیدل مباش غرهٔ سامان اعتبار
هرچند رنگ بال ندارد پرنده است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۳ - باز سرگرمی نظاره به سامان شده است
گوهر بعدی:غزل ۵۹۵ - شور استغنای عشق از حسرت دل بوده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.