هوش مصنوعی:
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعارههای غنی، به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، ناامیدی، و انقلاب میپردازد. شاعر از طبیعت و عناصری مانند موج، دریا، گل، و صحرا برای بیان احساسات عمیق و مفاهیم فلسفی استفاده میکند. متن همچنین به مفاهیمی مانند وحدت و کثرت، بیخودی، و فریب دنیوی اشاره دارد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۵۵ - تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست
تازمستی غنچه برفرق چمن میناشکست
رنگ ما هم ازترنج جام می صفرا شکست ۱
تنگنای شهر، تاب شهرت سودا نداشت
گرد ما دیوانگان در دامن صحرا شکست ۲
میرود بر باد عالمگر خموشان دم زنند
رنگ صدگلشن به آه غنچهای تنها شکست ۳
پیچ و تاب موج غیر از انقلاب بحر نیست
چرخ رنگ خویش بامینای مایکجا شکست ۴
صافی وحدت مکدرگشتکثرت جلوهکرد
موج شد تمثال تا آیینهٔ دریا شکست ۵
کیست دریابد عروج دستگاه بیخودی
رنگ ما طرفکلاه ناز پر بالا شکست ۶
موج دریای ندامت امتحان آگهیست
صدمژه یک چشم مالیدن بهچشم ما شکست ۷
از فریب خاکساریهای خصم ایمن مباش
سنگ تا شد مایل افتادگی مینا شکست ۸
بسکه عالم را به حسن خلق ممنونکردهایم
رنگ هم نتواند ازجرأت به روی ما شکست ۹
باغ امکان یکگل آغوش فضا پیدا نکرد
رنگها بریکدگرازتنگی این جا شکست ۱۰
عمرها شد از دعاهای سحر شرمندهام
چین آهی داشتم در دامن شبها شکست ۱۱
هرزه تاکی پیش پیش بحر باید تاختن
موج ما از شرمدر دامانگوهر پا شکست ۱۲
پیش ازآن بیدلکه هستی آشیان پیرا شود
نام ما بال هوس در بیضهٔ عنقا شکست ۱۳
رنگ ما هم ازترنج جام می صفرا شکست ۱
تنگنای شهر، تاب شهرت سودا نداشت
گرد ما دیوانگان در دامن صحرا شکست ۲
میرود بر باد عالمگر خموشان دم زنند
رنگ صدگلشن به آه غنچهای تنها شکست ۳
پیچ و تاب موج غیر از انقلاب بحر نیست
چرخ رنگ خویش بامینای مایکجا شکست ۴
صافی وحدت مکدرگشتکثرت جلوهکرد
موج شد تمثال تا آیینهٔ دریا شکست ۵
کیست دریابد عروج دستگاه بیخودی
رنگ ما طرفکلاه ناز پر بالا شکست ۶
موج دریای ندامت امتحان آگهیست
صدمژه یک چشم مالیدن بهچشم ما شکست ۷
از فریب خاکساریهای خصم ایمن مباش
سنگ تا شد مایل افتادگی مینا شکست ۸
بسکه عالم را به حسن خلق ممنونکردهایم
رنگ هم نتواند ازجرأت به روی ما شکست ۹
باغ امکان یکگل آغوش فضا پیدا نکرد
رنگها بریکدگرازتنگی این جا شکست ۱۰
عمرها شد از دعاهای سحر شرمندهام
چین آهی داشتم در دامن شبها شکست ۱۱
هرزه تاکی پیش پیش بحر باید تاختن
موج ما از شرمدر دامانگوهر پا شکست ۱۲
پیش ازآن بیدلکه هستی آشیان پیرا شود
نام ما بال هوس در بیضهٔ عنقا شکست ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۴ - جوشحرصاز یأس منآخر ز تابوتب نشست
گوهر بعدی:غزل ۶۵۶ - در تماشاییکه باید صد مژه بالا شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.