هوش مصنوعی: این متن شعری از بیدل دهلوی است که به موضوعاتی مانند زندگی، مرگ، هوس، عشق، انتظار، درد، عبرت، ادب، و رازهای وجودی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۸۲۸ - زندگانی‌ست‌ که جز مرگ سرانجام نداشت

زندگانی‌ست‌ که جز مرگ سرانجام نداشت
گر نمی‌بود نفس‌، صبح‌کسی شام نداشت ۱

دل پرکار هوس متهم غیرم کرد
ساده تا بود نگین‌، غیر نگین نام نداشت ۲

قدردان همه چیز آینهٔ منتظری‌ست
دردم از حاصل وصلیست که پیغام نداشت ۳

مایهٔ‌ عاریت و صرف‌ طرب جای حیاست
گل سر و برگ شکفتن به زر وام نداشت ۴

سیر کیفیت عبرتگه امکان کردیم
نقش پا داشت هوایی که سر بام نداشت ۵

کاش بی‌جرات آهنگ طلب می‌بودیم
تکمهٔ جیب ادب جامهٔ احرام نداشت ۶

پختگی چین تعین به رخ خلق افکند
رنگ هموار به غیر از ثمر خام نداشت ۷

هیچکس چشم به جمعیت دل باز نکرد
این گلستان گل کیفیت بادام نداشت ۸

سر زانوی ادب میکده ی راز که بود
عیش این حلقهٔ تسلیم خط جام نداشت ۹

دل وفا خواست جوابش به تغافل دادی
داد تحسین طلبان این همه دشنام نداشت ۱۰

بیدل از وهم فسردی‌، چه تعلق‌، چه وفاق
طایر رنگ‌،‌کمین قفس و دام نداشت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲۷ - هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشت
گوهر بعدی:غزل ۸۲۹ - امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.