هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، پیری، جنون، خودبینی، و تجربیات زندگی میپردازد. شاعر از احساسات عمیق خود مانند شکست عاطفی، ناتوانی در برابر زمان، و تأثیرات عشق و مستی سخن میگوید. همچنین، انتقادی به غرور و خودبینی در جامعه دارد و از مفاهیمی مانند عبرت و ویرانی زندگی نیز یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و جنون نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارد.
غزل ۱۱۰۴ - حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانهکرد
حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانهکرد
قلقل این شیشه رفتار مرا مستانهکرد ۱
با رطوبتهای پیری برنیامد پیکرم
از نم این برشکال آخرکمانم خانهکرد ۲
دل شکستی دارد اما قابل اظهار نیست
ازتکلف موی چینی را نباید شانهکرد ۳
پیش از ایجاد امتحان سختجانیهای عشق
تیغ ابروی بتان را سر بسر دندانه کرد ۴
خانمانسوز است فرزندی که بیباک اوفتد
اعتماد مهر نتوان بر چراغ خانه کرد ۵
حسن در هر عضوش آغوش صلای عاشق است
شمع سر تا ناخن پا دعوت پروانه کرد ۶
عالمی ز لاف دانش ربط جمعیتگسیخت
خوشه را یک سر غرور پختگی ها دانه کرد ۷
هیچکس یارب جنون مغرور خودبینی مباد
آشناییهای خویشم از حیا بیگانه کرد ۸
صد جنون مستی است در خاک خرابات غرض
حلقه بر درها زدن ما را خط پیمانه کرد ۹
تاگشودم چشم یاد بستن مژگان نماند
عبرت این انجمن خواب مرا افسانه کرد ۱۰
عمرها بیدل ز-شم خلق پنهان زفستفم
عشق خواهد خاک ما را گنج این ویرانه کرد ۱۱
قلقل این شیشه رفتار مرا مستانهکرد ۱
با رطوبتهای پیری برنیامد پیکرم
از نم این برشکال آخرکمانم خانهکرد ۲
دل شکستی دارد اما قابل اظهار نیست
ازتکلف موی چینی را نباید شانهکرد ۳
پیش از ایجاد امتحان سختجانیهای عشق
تیغ ابروی بتان را سر بسر دندانه کرد ۴
خانمانسوز است فرزندی که بیباک اوفتد
اعتماد مهر نتوان بر چراغ خانه کرد ۵
حسن در هر عضوش آغوش صلای عاشق است
شمع سر تا ناخن پا دعوت پروانه کرد ۶
عالمی ز لاف دانش ربط جمعیتگسیخت
خوشه را یک سر غرور پختگی ها دانه کرد ۷
هیچکس یارب جنون مغرور خودبینی مباد
آشناییهای خویشم از حیا بیگانه کرد ۸
صد جنون مستی است در خاک خرابات غرض
حلقه بر درها زدن ما را خط پیمانه کرد ۹
تاگشودم چشم یاد بستن مژگان نماند
عبرت این انجمن خواب مرا افسانه کرد ۱۰
عمرها بیدل ز-شم خلق پنهان زفستفم
عشق خواهد خاک ما را گنج این ویرانه کرد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۰۳ - دورگردون تا دماغ جام عیشم تازهکرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۰۵ - بی فقر آشکار نگردد عیار مرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.