هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر شادی و امیدواری شاعر به رسیدن زمان خوشبختی و عید روحانی است. شاعر از پایان یافتن تاریکیها و رسیدن نور امید، عیش جاوید و وحدت سخن میگوید و این لحظه را با تصاویری مانند خورشید، عید، باغ امید و جام جمشید توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک عمیقتر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و مفاهیم عرفانی دارد.
غزل ۱۱۶۹ - صبح شو ایشبکه خورشید مناکنون میرسد
صبح شو ایشبکه خورشید مناکنون میرسد
عید مردم گو برو عید من اکنون میرسد ۱
بعد از اینم بیدماغ یاس نتوان زیستن
دستگاه عیش جاوید من اکنون میرسد ۲
میروم در سایهاش بنشینم و ساغرکشم
نونهال باغ امید من اکنون میرسد ۳
آرزو خواهدکلاه ناز برگردون فکند
جام می در دست جمشید من اکنون میرسد ۴
رفع خواهدگشت بیدل شبههٔ وهم دویی
صاحب اسرار توحید من اکنون میرسد ۵
عید مردم گو برو عید من اکنون میرسد ۱
بعد از اینم بیدماغ یاس نتوان زیستن
دستگاه عیش جاوید من اکنون میرسد ۲
میروم در سایهاش بنشینم و ساغرکشم
نونهال باغ امید من اکنون میرسد ۳
آرزو خواهدکلاه ناز برگردون فکند
جام می در دست جمشید من اکنون میرسد ۴
رفع خواهدگشت بیدل شبههٔ وهم دویی
صاحب اسرار توحید من اکنون میرسد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶۸ - نشئهٔگوشهٔ دل از دیر و حرم نمیرسد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷۰ - هوس تعین خواجگی، به نیاز بنده نمیرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.