هوش مصنوعی:
این شعر از عرفی بیانگر درد و رنج عاشقانه است که در آن شاعر از شکستن دل، اضطراب، و ناامیدی در عشق سخن میگوید. تصاویری مانند شکستن پیمانه، گسستن پیمان وصال، و آشوب زلف معشوق به کار رفتهاند تا احساسات عمیق شاعر را نشان دهند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارند.
غزل ۱۱۴ - لطف گهر عتاب بشکست
لطف گهر عتاب بشکست
دل رایت اضطراب بشکست ۱
بد مست من آستین بر افشاند
پیمانه ی آفتاب بشکست ۲
زلفت به جهان فکنده آشوب
در دیده ی فتنه خواب بشکست ۳
پیمان وصال در دماغم
صد شیشه ی پر گلاب بشکست ۴
این ناله که در جگر شکستیم
سیخ است که در کباب بشکست ۵
صد گوهر راز وقت اظهار
از غایت اضطراب بشکست ۶
گفتی که دلت شکسته ی کیست؟
در زیر لبم چو آب بشکست ۷
عرفی دل ما چو طره ی یار
در پنجه ی پیچ و تاب بشکست ۸
دل رایت اضطراب بشکست ۱
بد مست من آستین بر افشاند
پیمانه ی آفتاب بشکست ۲
زلفت به جهان فکنده آشوب
در دیده ی فتنه خواب بشکست ۳
پیمان وصال در دماغم
صد شیشه ی پر گلاب بشکست ۴
این ناله که در جگر شکستیم
سیخ است که در کباب بشکست ۵
صد گوهر راز وقت اظهار
از غایت اضطراب بشکست ۶
گفتی که دلت شکسته ی کیست؟
در زیر لبم چو آب بشکست ۷
عرفی دل ما چو طره ی یار
در پنجه ی پیچ و تاب بشکست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - عشق کو تا نو کنم با درد پیمانی درست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - وای که مستانه یار، جعد پریشان شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.