هوش مصنوعی: این متن به بیان ناامیدی و انتقاد از وضعیت موجود می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند صومعه‌ی خالی، عصای آبنوس، و سرو و سوسن در بستان عشق، به بی‌معنایی و اسارت در زندگی اشاره می‌کند. او همچنین از فقدان آزادی، دوستی واقعی، و معنویت در جامعه انتقاد می‌کند و در نهایت، به نابودی و نیستی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و نیستی نیاز به درک بالاتری از زندگی و اجتماع دارند.

غزل ۱۳۷ - صومعه دیدم به جز مشتی بروت باد نیست

صومعه دیدم به جز مشتی بروت باد نیست
جز عصای آبنوس و شانه ی شمشاد نیست ۱

بی نفس ارباب معنی زندگانی می کنند
لیک یک مو بر تن ای جمع بی فریاد نیست ۲

وصف جنت کم کن ای رضوان که در بستان عشق
سرو و سوسن بی شمار است و یکی آزاد نیست ۳

تهنیت جز در مصیبت پیش ما عیب است، عیب
عید را در شهر ما رسم مبارک باد نیست ۴

دانه ی طاووس کمتر بین که در گلزار عشق
غیر بلبل صید دام و دانه ی صیاد نیست ۵

در جهان دوستی و در زبان دوستان
این لغت کز وی بیابی معنی بیداد، نیست ۶

بی ستون ما ز فیض نور حسن آیینه است
تیشه ای بازیچه اینجا در کف فرهاد نیست ۷

عاقبت سوز آتش عرفی به دوزخ حیف نیست
گر وجود اهل خاکستر به روی باد نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۶ - زخم کاویدن بر او الماس بستن کار کیست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸ - یک سخن نیست که خاموشی از آن بهتر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.