هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از احساسات پیچیده خود نسبت به معشوق و درد عشق سخن میگوید. او از تناقضهای عشق، مانند باز و بسته بودن چشمها، خاکفرسودگی و خاموشی، و درد بیدرمان صحبت میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند جام جمشید و گلشن راز دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و نمادین موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱ - چشم من چون به روی او باز است
چشم من چون به روی او باز است
در ندانم که بسته یا باز است ۱
خاک فرسوده دیده و گوش است
لیک خاموش حرف و آواز است ۲
تو در گفتگو ببند و ببین
که چه درها بروی دل باز است ۳
کلهٔ خشک، جام جمشید است
نقش الواح گلشن راز است ۴
چه کنم درد من دوا سوز است
چه کنم عشق او به من ساز است ۵
با رضی دیگر از بهشت مگوی
نیست طاووس بلکه شهباز است ۶
در ندانم که بسته یا باز است ۱
خاک فرسوده دیده و گوش است
لیک خاموش حرف و آواز است ۲
تو در گفتگو ببند و ببین
که چه درها بروی دل باز است ۳
کلهٔ خشک، جام جمشید است
نقش الواح گلشن راز است ۴
چه کنم درد من دوا سوز است
چه کنم عشق او به من ساز است ۵
با رضی دیگر از بهشت مگوی
نیست طاووس بلکه شهباز است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰ - کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
گوهر بعدی:غزل ۱۲ - مهر بر روی یار باخته رنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.