هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از عشقی ناکام و غمانگیز سخن میگوید که باعث رنج و بیماری شده است. همچنین، اشارهای به نومیدی و خرابههای عاطفی دارد که در آن، عاشق جان خود را از دست داده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک کامل مفاهیم شعری و عرفانی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۰ - کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
نه عاشق است که در بند کفش و دستار است ۱
غمی به گرد دلم جلوهگر شده که از آن
غباری ار بنشیند بر آسمان بار است ۲
بدیگران ببر ای باد بوی نومیدی
که در خرابهٔ ما زین متاع بسیار است ۳
بر آستانه او عاشقانه جان درباخت
رضی که در غم عشقش هنوز بیمار است ۴
نه عاشق است که در بند کفش و دستار است ۱
غمی به گرد دلم جلوهگر شده که از آن
غباری ار بنشیند بر آسمان بار است ۲
بدیگران ببر ای باد بوی نومیدی
که در خرابهٔ ما زین متاع بسیار است ۳
بر آستانه او عاشقانه جان درباخت
رضی که در غم عشقش هنوز بیمار است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۵۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹ - بهشت است آن ندانم یا بهار است
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - چشم من چون به روی او باز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.