هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غمگین، از تأثیر عمیق معشوق بر شاعر می‌گوید. معشوق با نگاه‌های فتنه‌انگیز خود، آرامش و توان شاعر را گرفته و تنها آشوب به جای گذاشته است. شاعر از دوری معشوق رنج می‌برد و احساس می‌کند که این دوری او را به سوی مرگ می‌کشاند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگینانه موجود در شعر، برای درک و تجربه‌ی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده‌ی ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد.

غزل ۲۵ - روی تو که رنگ از رخ گلهای چمن برد

روی تو که رنگ از رخ گلهای چمن برد
هوش از سر و طاقت ز دل و تاب و توان برد ۱

جز فتنه و آشوب ندانست دگر هیچ
چشمت که ز مردم سخن آورد، ز من بُرد ۲

ار سوخت ز خود بلبل و افروخت ز خود گل
بوی تو مگر باد صبا سوی چمن بُرد ۳

دست من و دامان تو قاصد که ز هجران
دور از تو رضی سر به گریبان کفن برد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴ - سرم سودا دلم پروا ندارد
گوهر بعدی:غزل ۲۶ - نمیاید چو از دل بر زبان درد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.