هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و فراق می‌نالد و بیان می‌کند که هیچ افسونی در دل معشوق اثر نمی‌کند. او از غم و اندوه خود می‌گوید و اینکه تنها با غم معشوق می‌سازد. شاعر آرزوی خرابات عاشقان را دارد تا بتواند همه چیز خود را فدای باده کند. در پایان، او از گفته‌های رضی یاد می‌کند و از مخاطب می‌خواهد که او را نکشد، زیرا خودش در حال ناز کشیدن است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و غم‌انگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۷ - دور از و بسکه سوزم و سازم

دور از و بسکه سوزم و سازم
شده نزدیک آنکه بگدازم ۱

هیچ افسون در او نمیگیرد
آه از دست ترک طنازم ۲

در و دیوار در سماع آیند
ارغنون غمش چو بنوازم ۳

از جمادات شور برخیزد
چون بیادش ترانه آغازم ۴

گر بخونم دمی نپردازد
دل خونین ازو بپردازم ۵

عالم از غم شود، چه میسازد
من که جز با غمش نمیسازم ۶

کو خرابات عاشقان که در او
هر چه دارم ببٰاده در بازم ۷

میکشم گفتهٔ رضی را من
تو مکش زانکه میکشد نازم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶ - زبان در ذکر و دل در فکر آن نامهربان دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - گهی هشیار و گه مست و ملنگم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.