هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به ستایش معشوق الهی یا انسانی میپردازد و از درد فراق و عشق سخن میگوید. شاعر معشوق را بالاتر از همه چیز میداند و از تمایز بین خوب و بد در نزد او سخن میگوید. همچنین، به نقد مدعیان علم و دانش پرداخته و از قدرت عشق و کرشمههای معشوق در به خون کشیدن دلها میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'چه خونها که نریزی' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۸۴ - ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزی
ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزی
پیدا ز تو هر چیز ندانم تو چه چیزی ۱
ما هیچ ورای تو ندیدیم و نبینیم
ای آنکه بتحقیق، ورای همه چیزی ۲
ای آنکه تمیز بد و نیکت خفقان کرد
بدها همه نیکند، زهی اهل تمیزی ۳
شبهه جگرت خون کند ای مدعی علم
صد خرمن ازین دانش و پندار نبیزی ۴
گر اینت بود عشوه چه دلها که نسوزی
ور اینت کرشمه است چه خونها که نریزی ۵
در خلوت او دورتر از هجر رضی وصل
اینجاست که اصلاً نتوان کرد تمیزی ۶
پیدا ز تو هر چیز ندانم تو چه چیزی ۱
ما هیچ ورای تو ندیدیم و نبینیم
ای آنکه بتحقیق، ورای همه چیزی ۲
ای آنکه تمیز بد و نیکت خفقان کرد
بدها همه نیکند، زهی اهل تمیزی ۳
شبهه جگرت خون کند ای مدعی علم
صد خرمن ازین دانش و پندار نبیزی ۴
گر اینت بود عشوه چه دلها که نسوزی
ور اینت کرشمه است چه خونها که نریزی ۵
در خلوت او دورتر از هجر رضی وصل
اینجاست که اصلاً نتوان کرد تمیزی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - چه التفات به خار و خس چمن داری
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - چشمم افتاد بر جمٰال کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.