هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی از عدم حضور معشوق است. شاعر از دوری و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند و احساس تنهایی و انتظار بی‌پایان خود را توصیف می‌کند. او از بی‌تفاوتی معشوق و عدم درک کیفیت زندگی بدون عشق گلایه می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل احساسات عمیق عاشقانه و مفاهیم انتزاعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتظار ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

غزل ۹۳ - از لطف چو در نظر نمی آیی

از لطف چو در نظر نمی آیی
از پرده چرا به در نمی آیی ۱

در مدرک عقل و حس نمی گنجی
در گوشهٔ مختصر نمی آیی ۲

جانم بر لب ز انتظار آمد
تسلیم کنم اگر نمی آیی ۳

پر شد همه بام و بر ز غوغایت
با آنکه به بام در نمی آیی ۴

هنگام تلافی دل افکاران
با عشوهٔ خویش بر نمیـٰائی ۵

ما بر در هجر جان دهیم و تو
با ما ز در دگر نمی آیی ۶

ای گریه بلات چیست کز چشمم
بی لخت جگر بدر نمیـٰائی ۷

کیفیت زندگی نمی‌فهمی
تا با غم عشق بر نمیـٰائی ۸

تا یک سر موی از تو میماند
با یک سر موی بر نمیـٰائی ۹

گفتی که نمانده پای رفتارم
ای مرد چرا به سر نمیـٰائی ۱۰

هرگز نروی که باز در چشمم
خوشتر ز دم دگر نمیـٰائی ۱۱

عمرت شد و توشه‌ای نمیبندی
گویا تو بدین سفر نمیـٰائی ۱۲

دیگر به سر رضی نمی آید
ای عمر چرا بسر نمیٰـائی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۲ - نرگست آن کند به شهلائی
گوهر بعدی:غزل ۹۴ - در ین بوستانم نه هائی نه هوئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.