هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند شک و یقین، خیال و واقعیت، و ماهیت وجود میپردازد. شاعر از استعارههایی مانند آیینه، خورشید، و طاووس خیال استفاده میکند تا پیچیدگیهای ذهن و هستی را بیان کند. متن همچنین بر ناتوانی انسان در درک کامل حقایق عالم و محدودیتهای ادراک بشری تأکید دارد.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم پیچیدهی فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق و زبان شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۸۹ - دل در جسد شبهه عبارت چه نماید
دل در جسد شبهه عبارت چه نماید
آیینهٔ روشن شب تارت چه نماید ۱
خورشیدی و یک ذره نسنجید یقینت
هستی به توزبن بیش عبارت چه نماید ۲
زحمت مکش از هیأت افلاک و نجومش
اندیشهٔ تصویر به خارت چه نماید ۳
عالم همه نقش پر طاووس خیال است
اینجا دگر از رنگ بهارت چه نماید ۴
تمثال خیالیکه نه رنگست و نه بویش
گیرم شود آیینه دچارت چه نماید ۵
با این رم فرف:،که نگه بستن چشم است
شرم آینهدارست شرارت چه نماید ۶
بر عالم بیساخته صنعت نتوان یافت
مهتابکتان نیست زتارت چه نماید ۷
وضع طلب آیینهٔ آثار صداع است
خمیازه به جز شکل خمارت چه نماید ۸
مقدار جسد فهم کن و سعی معاشش
خاک از تک و پو غیر غبارت چه نماید ۹
یک غنچه نقاب از چمن دل نگشودی
ی بیبصر آن لالهعذارت چه نماید ۱۰
گاهی تو و ما، گاه من و اوست دلیلت
تحقیقگر این است عبارت چه نماید ۱۱
بیدل بهگشاد مژه هیچت ننمودند
تا بستن چشم آخرکارت چه نماید ۱۲
آیینهٔ روشن شب تارت چه نماید ۱
خورشیدی و یک ذره نسنجید یقینت
هستی به توزبن بیش عبارت چه نماید ۲
زحمت مکش از هیأت افلاک و نجومش
اندیشهٔ تصویر به خارت چه نماید ۳
عالم همه نقش پر طاووس خیال است
اینجا دگر از رنگ بهارت چه نماید ۴
تمثال خیالیکه نه رنگست و نه بویش
گیرم شود آیینه دچارت چه نماید ۵
با این رم فرف:،که نگه بستن چشم است
شرم آینهدارست شرارت چه نماید ۶
بر عالم بیساخته صنعت نتوان یافت
مهتابکتان نیست زتارت چه نماید ۷
وضع طلب آیینهٔ آثار صداع است
خمیازه به جز شکل خمارت چه نماید ۸
مقدار جسد فهم کن و سعی معاشش
خاک از تک و پو غیر غبارت چه نماید ۹
یک غنچه نقاب از چمن دل نگشودی
ی بیبصر آن لالهعذارت چه نماید ۱۰
گاهی تو و ما، گاه من و اوست دلیلت
تحقیقگر این است عبارت چه نماید ۱۱
بیدل بهگشاد مژه هیچت ننمودند
تا بستن چشم آخرکارت چه نماید ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸۸ - دل صبرآزما کمتر ز دار و گیر فرساید
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹۰ - مگو صبح طرب در ملک هستی دیر میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.