هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای درونی خود سخن میگوید. او از نالههای بیپاسخ، عجز و ناتوانی، و تنهایی خود مینالد. احساسات عمیقی مانند یأس، شوق، خجلت، و ترس در این شعر به تصویر کشیده شدهاند. شاعر از لبهای خود به عنوان نمادی از بیان احساسات و دردهایش استفاده میکند و در نهایت به سکوت و خموشی خود اشاره میکند که گویا خبر از فنا میدهد.
رده سنی:
18+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است و از احساسات پیچیده و دردهای درونی سخن میگوید که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۲۰۰۸ - از بسکه چون نگه زتحیر لبالبم
از بسکه چون نگه زتحیر لبالبم
یک پر زدن به ناله ندادهست جا لبم ۱
جرأت مباد منکر عجز سپند من
کم نیست اینکه سرمه کشید از صدا لبم ۲
صد رنگ ناله در قفس یأس میتپد
کو گوش رغبتی که شود نغمهزا لبم ۳
کلفت نقاب عافیت غنچه میدرد
ترسم فشار دل کند از هم جدا لبم ۴
خاکسترم اگر تب شوقت دهد به باد
تبخال را هنوز حسابیست با لبم ۵
نام ترا که گوهر دریای مدعاست
دارد صدف صفت به دو دست دعا لبم ۶
بیدوست زندگی به عرق جام میزند
تر کرده است خجلت آب بقا لبم ۷
زینسان که ناله هرزه درای تظلمست
ترسم به خامشی نبرد التجا لبم ۸
این شیشهٔ هوس که دلش نامکردهاند
در خون گشوده است ره خنده تا لبم ۹
رنگم چو گل هزار گریبان دریده است
زین بیشتر چه ناله کنم بینوا لبم ۱۰
زین قفل زنگ بسته مگویید و مشنوید
خون شد کلید آه و نگردید وا لبم ۱۱
بیدل خموشیام ز فنا میدهد خبر
آگه نیام که این لب گور است یا لبم ۱۲
یک پر زدن به ناله ندادهست جا لبم ۱
جرأت مباد منکر عجز سپند من
کم نیست اینکه سرمه کشید از صدا لبم ۲
صد رنگ ناله در قفس یأس میتپد
کو گوش رغبتی که شود نغمهزا لبم ۳
کلفت نقاب عافیت غنچه میدرد
ترسم فشار دل کند از هم جدا لبم ۴
خاکسترم اگر تب شوقت دهد به باد
تبخال را هنوز حسابیست با لبم ۵
نام ترا که گوهر دریای مدعاست
دارد صدف صفت به دو دست دعا لبم ۶
بیدوست زندگی به عرق جام میزند
تر کرده است خجلت آب بقا لبم ۷
زینسان که ناله هرزه درای تظلمست
ترسم به خامشی نبرد التجا لبم ۸
این شیشهٔ هوس که دلش نامکردهاند
در خون گشوده است ره خنده تا لبم ۹
رنگم چو گل هزار گریبان دریده است
زین بیشتر چه ناله کنم بینوا لبم ۱۰
زین قفل زنگ بسته مگویید و مشنوید
خون شد کلید آه و نگردید وا لبم ۱۱
بیدل خموشیام ز فنا میدهد خبر
آگه نیام که این لب گور است یا لبم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۰۷ - ندارد آنقدر قطع از جهان غفلت اسبابم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۰۹ - یک چشم حیرت است زسرتا به پا لبم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.