هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از بیدل دهلوی، سفر روحانی شاعر را از خاک تا وحدت با حق توصیف می‌کند. او از مراحل مختلفی مانند تبدیل شدن به آب، گل، و دل می‌گذرد و در نهایت به فنا در ذات الهی می‌رسد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، وحدت وجود، و رهایی از اوهام سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.

غزل ۲۰۹۶ - خاک بودم آب گشتم‌گل شدم

خاک بودم آب گشتم‌گل شدم
عالمی گل کردم آخر دل شدم ۱

غیرت حسن اقتضای شرم داشت
لیلی بی‌پردهٔ محمل شدم ۲

تشنه ‌کام امن بودم زین محیط
خاک مالیدم به لب ساحل شدم ۳

جوهر تیغش پر طاووس داشت
رنگها گل ‌کرد تا بسمل شدم ۴

نغمه‌ها دارد مقامات ظهور
او غنا ورزید و من سایل شدم ۵

بس که کردم عقدهٔ اوهام جمع
خوشهٔ این کشت بیحاصل شدم ۶

در من و او غیر حق چیزی نبود
فرقی اندیشیدم و باطل شدم ۷

همچو اشکم لغزشی آمد به پیش
گام اول محرم منزل شدم ۸

ناخن تدبیر پیدا کرد وهم
بیدل اکنون عقدهٔ مشکل شدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۹۵ - حیف سازت‌ که منش پردهٔ آهنگ شدم
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹۷ - کام از جهان گرفتم و ناکام هم شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.