هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر از بی‌قراری، انتظار، حیرت و ناتوانی خود در بیان احساسات سخن می‌گوید و از عشق به عنوان دریایی بی‌کران یاد می‌کند که درک آن برای بی‌خبران دشوار است. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند زندگی، مرگ، اختیار و جوانی دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی سنگین، درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.

غزل ۲۷۶۰ - افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی

افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی
مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی ۱

از ساز حیرت من مضمون ناله درباب
گرد نگاه دارد فریاد ناتوانی ۲

آنجا که عشق ریزد آیینهٔ تحیر
روشنتر از بیانها مضمون بیزبانی ۳

یا اضطراب اشکی یا وحشت نگاهی
تاکی به رنگ مژگان پرواز آشیانی ۴

از رفتن نفسها آثار نیست پیدا
نقش قدم ندارد صحرای زندگانی ۵

دریای عشق و ساحل ای بیخبر چه حرفست
تا قطره دارد اینجا توفان بیکرانی ۶

تا چند سنگ راهت باشد غبار هستی
از وحشت شرر کن نقش سبک‌عنانی ۷

در عالمی که نقدش مصروف احتیاجست
ابرام می‌فروشی چند‌ان که زنده مانی ۸

تا طبع دون نسازد مغرور اختیارت
ناکردن است اولی کاری که می‌توانی ۹

بی صید دیدهٔ دام مخمور می‌نماید
قد دو تاست اینجا خمیازهٔ جوانی ۱۰

خمخانهٔ تمنا جامی دگر ندارد
مفتست بیدماغی گر نشئه می‌رسانی ۱۱

بیدل غبار آهی تا رنگ اوج گیرد
از چاک سینه دارم چون صبح نردبانی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۵۹ - زغرور شمع ورعونتش همه جاست آفت روشنی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۶۱ - به دل دارم چو شمع از شعله‌های آه سامانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.