هوش مصنوعی: این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، جنون، هستی، و رحیل می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند پرواز شوق، وهم، غرور دانش، و مکتب تعین سخن می‌گوید و به دنبال یافتن معنایی در هستی است. شعر با تأکید بر گذرا بودن زندگی و آمادگی برای رحیل پایان می‌یابد.
رده سنی: 18+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۷۸۸ - صد رنگ نقش بستیم دریاد گل جبینی

صد رنگ نقش بستیم دریاد گل جبینی
طاووس‌ کرد ما را تصویر نازنینی ۱

پرواز شوق امروز محمل‌کش تپش نیست
در بیضه‌ام جنون داشت بی‌بال و پرکمینی ۲

وهم برهنه پایی‌گر دامنت نگیرد
هر خار این بیابان دارد ترنجبینی ۳

صور و خروش محشر درگوش عاشقانت
کم نیست‌ گر رساند از پشه‌ای طنینی ۴

ما را غرور دانش شد دور باش تحقیق
می‌خواست این تماشا چشم به خود نبینی ۵

در مکتب تعین چندین ورق سیه‌ کرد
مشق خیال هستی از سر خط جبینی ۶

زنن دشت و در ندیدیم جایی‌ که دل ‌گشاید
در بحر نظم شاید پیدا شود زمینی ۷

شهرت ‌کمین عنقا مردیم و خاک‌ گشتیم
بر نام ما نخندید زین انجمن نگینی ۸

از ذره تا مه و مهر آمادهٔ رحیل است
هر پای بر رکابی هر توسنی و زینی ۹

بیدل مپیچ چندین بر دستگاه اقبال
در دامن بلندت چین دارد آستینی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۸۷ - به هستی از گداز انفعالم نیست تسکینی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸۹ - اگر سیر زمین داری وگر افلاک می‌بینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.