هوش مصنوعی: شاعر از ساقی می‌خواهد که با شراب، جهان و قضا و قدر را دگرگون کند. او از غم و اندوه رهایی می‌جوید و آرزو می‌کند که شراب، او را از محدودیت‌های دنیوی رها کند و به وجد و شادی برساند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مستی نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

غزل ۱۹۱۲ - بیا ساقی، می ما را بگردان

بیا ساقی، میِ ما را بِگَردان
بِدان میْ این قَضاها را بِگَردان ۱

قَضا خواهی که از بالا بِگَردد
شَرابِ پاکِ بالا را بِگَردان ۲

زمینی خود کِه باشد با غُبارش؟
زمین و چَرخ و دریا را بِگَردان ۳

نَیَندیشَم دِگَر زین خُورده سودا
بیا دریایِ سودا را بِگَردان ۴

اگر من مَحْرَمِ ساغَر نباشم
مرا لا گیر و اِلّا را بِگَردان ۵

اگر کَژْ رفت این دل‌ها زِ مَستی
دلِ‌ بی‌دست و‌ بی‌پا را بِگَردان ۶

شَرابی دِهْ که اَنْدَر جا نگُنجَم
چو فرمودی مرا، جا را بِگَردان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۱۱ - تو را پندی دهم، ای طالب دین
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱۳ - به باغ آییم فردا جمله یاران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.