هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از وعدههای دروغین و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که زبانش جز برای ثنا و دعای معشوق نمیگردد. او آرزو میکند که وعدههای معشوق راستین و درست میبودند، مانند شعرهای خودش که در ستایش معشوق سروده شدهاند. شاعر همچنین به وعدههای دروغین معشوق درباره کلاه و قبایی که به او نداده اشاره میکند و در پایان از جفای معشوق و تأثیر آن بر اولیای او گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی پیچیده، شکایت از جفا و وعدههای دروغین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۹ - میر زمانهای که نگردد مرا زبان
میر زمانهای که نگردد مرا زبان
در کام جز برای ثنا و دعای تو ۱
ای کاش وعدههایتو درصدق و راستی
بودی چو شعرهای من اندر ثنای تو ۲
اکنون مرا رسیده به خاطر لطیفهای
از وعدهٔ دروغ کلاه و قبای تو ۳
جاوید تاکه هست به دیوان روزگار
نام و نشان مدح من و مرحبای تو ۴
وارونهٔ کلاه که گفتی برای من
وارونهٔ قباکه ندادی برای تو ۵
بگذشتم از کلاه و قبا چون شد آن کتاب
کش وصف کرد فکرت معجزنمای تو ۶
اعدات از جفای تو یارب چه میکشند
گر این بود وفای تو با اولیای تو ۷
در کام جز برای ثنا و دعای تو ۱
ای کاش وعدههایتو درصدق و راستی
بودی چو شعرهای من اندر ثنای تو ۲
اکنون مرا رسیده به خاطر لطیفهای
از وعدهٔ دروغ کلاه و قبای تو ۳
جاوید تاکه هست به دیوان روزگار
نام و نشان مدح من و مرحبای تو ۴
وارونهٔ کلاه که گفتی برای من
وارونهٔ قباکه ندادی برای تو ۵
بگذشتم از کلاه و قبا چون شد آن کتاب
کش وصف کرد فکرت معجزنمای تو ۶
اعدات از جفای تو یارب چه میکشند
گر این بود وفای تو با اولیای تو ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - ای امید ناامیدان ای پناه بیکسان
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - صاحبا ای که در مدایح تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.