هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از عشق الهی و مستی معنوی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که در دل جز معشوق (خدا) چیزی نیست و هیچ مکانی مانند مجلس عشق (محفل معنوی) لذتبخش نیست. او از سلطنت عشق بر دلها میگوید و تأکید میکند که هیچکس مانند معشوق یکتا و بیهمتا وجود ندارد. در پایان، شاعر از ساقی معنوی (راهنمای روحانی) یاد میکند که مانند او کسی نیست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای معنوی مانند 'مستی' و 'ساقی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد.
غزل ۳۹۷ - اندر این دل غیر دلبر هست نیست
اندر این دل غیر دلبر هست نیست
هیچ از این میخانه خوشتر هست نیست ۱
مجلس عشقست و ما مست و خراب
جای مخمور ای برادر هست نیست ۲
بر سر دار فنا بنشسته ایم
این چنین سردار و سرور هست نیست ۳
عشق سلطان است و ملک دل گرفت
مثل او در بحر و در بر هست نیست ۴
غیر آن یکتای بی همتا دگر
بر سریر هفت کشور هست نیست ۵
این چنین قول خوش مستانه ای
بازگو در هیچ دفتر هست نیست ۶
سید ما ساقی سرمست ماست
همچو او ساقی دیگر هست نیست ۷
هیچ از این میخانه خوشتر هست نیست ۱
مجلس عشقست و ما مست و خراب
جای مخمور ای برادر هست نیست ۲
بر سر دار فنا بنشسته ایم
این چنین سردار و سرور هست نیست ۳
عشق سلطان است و ملک دل گرفت
مثل او در بحر و در بر هست نیست ۴
غیر آن یکتای بی همتا دگر
بر سریر هفت کشور هست نیست ۵
این چنین قول خوش مستانه ای
بازگو در هیچ دفتر هست نیست ۶
سید ما ساقی سرمست ماست
همچو او ساقی دیگر هست نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۶ - هر کجا جامی است بی می هست نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۹۸ - هیچکس بی نعمت الله هست نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.