هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، رندی، و معنویت میپردازد. شاعر از عشق به معشوق و جدایی از دنیای مادی سخن میگوید و تأکید میکند که تنها عشق حقیقی ارزشمند است. همچنین، از مفاهیمی مانند فقر عرفانی، رندی، و بیاعتنایی به دنیا یاد میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رندی و مینوشی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر مناسب داشته باشد.
غزل ۳۹۹ - زاهدان را ذوق رندان هست نیست
زاهدان را ذوق رندان هست نیست
رند را میلی بر ایشان هست نیست ۱
در دل ما مهر دلبر هست نیست
جان ما جز عشق جانان هست نیست ۲
یوسف گل پیرهن آمد به باغ
این چنین گل در گلستانی هست نیست ۳
هر که دارد هرچه دارد آن اوست
هرچه هست و بود و بی آن هست نیست ۴
گنج او در کنج ویران نیست هست
خازن آن غیر سلطان هست نیست ۵
درد نوش دردمند عشق او
خاطرش با صاف درمان هست نیست ۶
همچو سید رند سرمست خوشی
در میان می پرستان هست نیست ۷
رند را میلی بر ایشان هست نیست ۱
در دل ما مهر دلبر هست نیست
جان ما جز عشق جانان هست نیست ۲
یوسف گل پیرهن آمد به باغ
این چنین گل در گلستانی هست نیست ۳
هر که دارد هرچه دارد آن اوست
هرچه هست و بود و بی آن هست نیست ۴
گنج او در کنج ویران نیست هست
خازن آن غیر سلطان هست نیست ۵
درد نوش دردمند عشق او
خاطرش با صاف درمان هست نیست ۶
همچو سید رند سرمست خوشی
در میان می پرستان هست نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۸ - هیچکس بی نعمت الله هست نیست
گوهر بعدی:غزل ۴۰۰ - روحها در روح اعظم فانی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.