هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از رویاها و خیالات، وصال معشوق، و مفاهیم عمیق عرفانی مانند حیات، نور، و کمال سخن میگوید. شاعر به دنبال یافتن حقیقت در خرابات (نماد دنیای مادی و معنوی) است و از ساقی و جام می به عنوان نمادهای عرفانی یاد میکند. در نهایت، شاعر به نقش خیال و نقاش حقیقی (خداوند) اشاره میکند و بیان میکند که تنها عین نعمت الله حقیقی است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و دانش بیشتری دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و نمادین ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم باشد.
غزل ۵۶۴ - گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشد
گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشد
گفتم رسم به وصلت گفتا محال باشد ۱
گفتم که در خرابات خواهم که بار یابم
گفتا اگر درآئی آنجا مجال باشد ۲
سرچشمهٔ حیاتست ، ما خضر وقت خویشیم
در جام ما همیشه آب زلال باشد ۳
شادی روی ساقی ، ما می مدام نوشیم
بر غیر اگر حرام است بر ما حلال باشد ۴
گر عاقلی بگوید عقل تو گشت ناقص
نقصان عاقل آن است ما را کمال باشد ۵
از آفتاب حسنش شد عالمی منور
ما روشنیم از وی او بی زوال باشد ۶
نقش خیال بگذار نقاش را طلب کن
جز عین نعمت الله نقش خیال باشد ۷
گفتم رسم به وصلت گفتا محال باشد ۱
گفتم که در خرابات خواهم که بار یابم
گفتا اگر درآئی آنجا مجال باشد ۲
سرچشمهٔ حیاتست ، ما خضر وقت خویشیم
در جام ما همیشه آب زلال باشد ۳
شادی روی ساقی ، ما می مدام نوشیم
بر غیر اگر حرام است بر ما حلال باشد ۴
گر عاقلی بگوید عقل تو گشت ناقص
نقصان عاقل آن است ما را کمال باشد ۵
از آفتاب حسنش شد عالمی منور
ما روشنیم از وی او بی زوال باشد ۶
نقش خیال بگذار نقاش را طلب کن
جز عین نعمت الله نقش خیال باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۳ - هر که را شیخ آن چنان باشد
گوهر بعدی:غزل ۵۶۵ - همه عالم خیال او باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.